انتقاد نماینده قم از صداوسیما به خاطر سانسور زنان چادری| این روزها همه از تلویزیون ناراضی هستند، شما چطور؟

رویداد ۲۴| محمد منان رئیسی، نماینده مردم قم در مجلس دوازدهم و از چهرههای نزدیک به سعید جلیلی، در تازهترین اظهارنظر خود، از سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بابت سانسور زنان چادری در راهپیمایی ۲۲ بهمن انتقاد کرده است. او نوشته است: «وضعیت به نحوی شده که گویا اگر با حجاب نامتعارف وارد مسیر شوید، شانس دیده شدنتان توسط دوربینهای صداوسیما چندین برابر افزایش یافته است.» این گلایه، بخشی از یک بحران گستردهتر است؛ بحرانی که نشان میدهد هیچ طیف سیاسی از تلویزیون راضی نیست و رسانه رسمی کشور در شرایط کنونی میان فشار سیاسی، رقابتهای درون حکومتی و نیازهای واقعی جامعه گرفتار شده است.
یکی از نکات قابل توجه، این است که انتقاد از صداوسیما محدود به یک طیف سیاسی نیست. بخش قابل توجهی از جامعه، تلویزیون ملی را نماینده اقلیتی تندرو میدانند؛ اقلیتی که در موضوعاتی مانند حجاب، گاهی معیارهای خود را به کل جامعه تعمیم میدهد. این باعث شده که بخش بزرگی از جامعه احساس کند رسانه به واقعیت اجتماعی توجه ندارد و تنها بازتابدهنده یک ایدئولوژی خاص است.
همزمان، خود طیفهای سیاسی نزدیک به ساختار نیز هرگز رضایت کامل از تلویزیون ندارند. هر گروهی که بتواند بر محتوای رسانه رسمی فشار وارد کند، خواستههای جدید مطرح میکند و عملاً هیچ سیاستی بهطور کامل پایدار نیست. این مسئله بهویژه در موضوع حجاب و بازنمایی زنان مشهود است: در حالی که در مناسبتهایی مانند راهپیمایی ۲۲ بهمن زنان با پوششهای متفاوت دیده میشوند، در روزهای عادی همان گروهها از سختگیری رسانه شکایت میکنند و فشار برای بازگرداندن چارچوب ایدئولوژیک افزایش مییابد.
دههها شکاف میان واقعیت اجتماعی و تصویر رسمی
این بحران جدید نیست؛ بلکه نتیجه روندی است که از دهه ۷۰ شمسی شکل گرفته است. پس از پایان جنگ و با رشد جامعه شهری، افزایش حضور زنان در دانشگاهها و بازار کار و ورود فناوریهای جدید، جامعه ایران متنوعتر شد. در همان زمان، صداوسیما تحت نظارت نهادهای فرهنگی حکومتی تلاش کرد تصویری منسجم و یکدست از جامعه ارائه دهد، تصویری که با واقعیتهای روزمره فاصله داشت.
در دهه ۸۰، با رشد ماهواره و شبکههای رسانهای خارجی، فشار برای انعطاف بیشتر در بازنمایی سبک زندگی افزایش یافت، اما رسانه رسمی همچنان به حفظ چارچوبهای سختگیرانه ادامه داد. در دهه ۹۰ و با ظهور شبکههای اجتماعی، جامعه توانست تصویر واقعیتری از خود ارائه دهد و رسانه رسمی، بدون پذیرش کامل این تغییرات، مجبور شد در مناسبتهای سیاسی مانند انتخابات یا راهپیماییها، انعطاف موقت نشان دهد.
مناسبتهای ملی؛ بزنگاه تناقض رسانهای
راهپیمایی ۲۲ بهمن نمونه بارزی از این تناقض است. در این مناسبت، رسانه باید نشان دهد که مردم در همه طیفها، حتی کسانی که سبک زندگیشان با چارچوب رسمی همخوانی ندارد، در حمایت از نظام حضور دارند. به همین دلیل، گاهی زنان با پوشش کامل چادر یا حتی پوششهای متنوعتر در قاب تلویزیون دیده میشوند.
اما این انعطاف موقتی است. پس از پایان مناسبت، سیاست سختگیرانه دوباره بازمیگردد و تصویر زنان در رسانه رسمی همان الگوی محدود و محافظهکارانه قبلی را دنبال میکند. این تکرار تناقض، باعث شده اعتماد اجتماعی به صداوسیما کاهش پیدا کند و حس بیثباتی معیارهای فرهنگی در میان مخاطبان تقویت شود.
فشار درون حکومتی؛ هیچ گروهی راضی نیست
مسأله دیگری که بحران رسانهای را تشدید کرده، رقابت میان گروههای سیاسی است. هیچ جریان یا طیف سیاسی از صداوسیما کاملاً راضی نیست. هر گروه، با قدرت گرفتن در نهادهای تصمیمگیر، درخواستهای جدید مطرح میکند و فشار بر رسانه افزایش مییابد. نمونه روشن این وضعیت، انتقاد محمد منان رئیسی است که نشان میدهد حتی چهرههای نزدیک به جریان اصولگرا نیز از سیاستهای رسانه در بازنمایی زنان گله دارند. این رقابتهای درون حکومتی، در کنار انتقادات جامعه، تلویزیون ملی را در موقعیتی دشوار قرار داده است؛ جایی که هیچ تصمیمی نمیتواند همه طرفها را راضی نگه دارد.
یکی از پیامدهای مهم این سیاست دوگانه، کاهش اعتماد عمومی به صداوسیما است. مخاطب امروز ایران میبیند که یک نوع پوشش در روزهای عادی ناهنجار معرفی میشود، اما در روزهای سیاسی همان پوشش قابل نمایش است. این بیثباتی معیارها باعث میشود که رسانه رسمی نتواند خود را بازتابدهنده واقعیات جامعه معرفی کند و در عوض به یک ابزار سیاستی و ایدئولوژیک محدود تبدیل شود.
حجاب و بازنمایی زنان، نقطهای است که این بحران به وضوح قابل مشاهده است. هرگونه تغییر در سیاست رسانهای در این حوزه، سریعتر از سایر موضوعات دیده میشود و واکنشهای اجتماعی و سیاسی فوری ایجاد میکند. از طرفی، جامعه زنان ایرانی در دهههای اخیر متنوعتر شده و الگویی یکدست و خشک دیگر قابل اعمال نیست. نتیجه این شده که صداوسیما میان دو فشار متناقض گیر کرده: فشار اجتماعی برای بازنمایی واقعی جامعه و فشار سیاسی برای حفظ چارچوب ایدئولوژیک.



ما صدا وسیما سی سال ندیدیم سایتا فیلم هارو گذاشتن هم بی حجاب بود هم با حجاب چادری چرا دروغ میگه


